راستی، چند صباح دیگر «محرم» است… عاشورا باز هم به موقع از راه رسید… بیلبوردهای ما را جمع کردید که آمریکا عصبانی نشود، اما متوجه نشدید آنچه بیشتر باعث وحشت آمریکا است، داربست عزای حسین(ع) است… دیروز شهدا ندای «هل من ناصر» امام کربلا را شنیدند، امروز محرم، صدای غم و غربت ما را… ارباب با معرفت حقا که حسین(ع) است… «کل یوم عاشورا، کل ارض کربلا»… بیلبوردهای ما را جمع کردید، با «کتیبه‌های محتشم» چه می‌کنید؟! «باز این چه شورش است…» را چه می‌کنید؟! اینها را که دیگر نمی‌توانید جمع کنید و صد البته نمی‌خواهید جمع کنید؛ همه حسینی هستیم، فقط شما یزید زمانه را نشناخته‌اید! ما هنوز همه بیلبوردهای‌مان را نصب نکرده‌ایم؛ آن روز کل شهر «حسین حسین» می‌گوید! آن روز کسی خواهان مذاکره با یزید نیست! آن روز عاشوراست! هر روز عاشوراست! بیلبوردهای ما به شهر برمی‌گردد! ما هرگز با یزید به بازی «برد برد» نمی‌رسیم! آهای دیپلمات‌ها! «روضه امان‌نامه»… بیلبوردهای ما «روضه امان‌نامه» بود! کار ما را جمع نکردید، دشمنی کردید با ابتکار علمدار… علقمه اما همچنان جاری است… نزد سقای آب و ادب، اجر ما محفوظ است… بیلبوردهای ما به شهر برمی‌گردد! آهای اهل سازش! از چشم ما نبینید؛ هرچه می‌کشید، از دست عباس(س) است…
بیلبوردهای ما را جمع کردید، با «کتیبه‌های محتشم» چه می‌کنید؟!